به گزارش شهرآرانیوز؛ آثار ملی ایران مجموعهای از آثار تاریخی ایران هستند که به سبب قانون حفظ آثار ملی مصوبه۱۳۰۹ مجلس شورای ملی بهطور رسمی ثبت شدهاند. طبق این قانون «کلیه آثار صنعتی و ابنیه و اماکنی که تا اختتام دوره سلسله زندیه در مملکت ایران احداث شده، اعم از منقول و غیرمنقول، با رعایت ماده ۳ این قانون میتوان جزو آثار ملی ایران محسوب داشت و در تحت حفاظت و نظارت دولت میباشد.»
البته بعدها با ثبت کاخ گلستان در تاریخ ۱۱بهمن۱۳۳۴ آثار مربوط به قاجاریه و پس از آن نیز به این جمع راه مییابند، اما اگر بخواهیم درباره آثار شهر مشهد سخن بگوییم، نخستینبار در ۱۵دی۱۳۱۰ چند اثر تاریخی شهر در زمره آثار ملی قرار میگیرند؛ آثاری، چون حرم امامرضا (ع)، آرامگاه خواجهربیع، مصلای پایینخیابان و گنبد هارونیه.
نودوچهارمین سالگرد ثبت این آثار بهانهای شده است تا ضمن معرفی مختصر آنها نگاهی هم داشته باشیم به شکلگیری انجمن آثار ملی.
تاریخ ایران در ابتدای قرن گذشته، شاهد تحولات و جریانهای فکری متفاوتی است که تحولات فراوانی را در عرصههای گوناگون پدید میآورد. یکی از این جریانهای فکری، پیدایش انجمنی به نام «انجمن آثار ملی» است که در پاییز سال۱۳۰۱خورشیدی به ابتکار سردار خراسانی، یعنی عبدالحسینتیمورتاش و چند نفر دیگر از رجال آن عصر بنیاد نهاده میشود.
حسن مستوفی (مستوفیالممالک)، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، ابراهیم حکیمی (حکیمالملک)، محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، حسن اسفندیاری (محتشمالسلطنه)، عبدالحسین تیمورتاش، فیروزمیرزا (نصرتالدوله)، سیدنصرا... تقوی و اربابکیخسرو شاهرخ، افراد دائمی و ثابت دیگری هستند که به همراه تیمورتاش این هیئت را تشکیل میدهند و با انتخاب عنوان «انجمن آثار ملی» و تصویب اساسنامهای برای آن، کار را شروع میکنند.
اساسنامه در چهارده ماده و نظامنامه آن در ۲۱ماده تدوین و تنظیم شده و آنطور که دکتر حسین بحرالعلومیشاپورآبادی در کتاب «کارنامه انجمن آثار ملی از ۱۳۰۱ تا ۱۳۵۵ هجریخورشیدی» مینویسد، اساسنامه در سال۱۳۰۴ منتشر شده و براساس آن، هدف از تشکیل انجمن «پرورش علاقه عامه به آثار قدیمه علمی و صنعتی ایران و سعی در نگاهداری صنایع مستظرفه و صنایع دستی و حفظ سبک و شیوه قدیمی آنها» ذکر شده است.
جلسات ابتدایی انجمن در باغ نیرالدوله در خیابان ژاله تهران (خیابان مجاهدین اسلام کنونی) و در برخی موارد خانه اعضا، تشکیل میشود تا آثار لازم برای حفظ ملی لیست شود. از نخستین موضوعاتی که پس از تشکیل انجمن به اجرا در میآید، تشکیل جلساتی است که به منظور اطلاع از وضع کنونی و شناساندن پتانسیلهای موجود انجام میگیرد و در آن از متخصصان و افراد بنامی برای سخنرانی دعوت میشود.
اولین جلسه در تاریخ ۲۲مرداد سال۱۳۰۴ در وزارت فرهنگ زمان، واقع در عمارت مسعودیه تشکیل میشود و در آن ارنست هرتسفلد، باستانشناس و ایرانشناس آلمانی، درباره تاریخ ایران و لزوم شناخت و ارج نهادن به آن سخنرانی میکند. بعدتر محمدعلی فروغی، علی هانیبال و آرتور پوپ نیز در این جلسات سخنرانی میکنند.
از دیگربرنامههای انجمن که در اساسنامه نیز آمده، ساخت یک کتابخانه و یک موزه در تهران است؛ ازهمینرو در سال۱۳۰۸ تهیه نقشه بنای موزه ایران باستان برعهده معمار فرانسوی، آندره گدار، گذاشته میشود که همزمان مدیر باستانشناسی ایران نیز هست.
اوج کار انجمن تصویب «قانون عتیقات» در ۱۲آبان۱۳۰۹ در مجلس شورای ملی است که بر اساس آن همه آثار هنری، ابنیه و اماکنی که تا پایان دوره زندیه پدید آمدهاند، آثار ملی ایران بهشمار میروند و زیر حفاظت و نظارت دولت میروند. این قانون دولت را مکلف میکند همه آثار ملی را شناسایی و فهرست کند و به اطلاع عموم برساند؛ همچنین کسانی را که آثار ملی در اختیار دارند موظف میکند به دولت اطلاع دهند تا پس از آن نیز اثر ملی را همچنان در مالکیت خود نگه دارند، اما درعینحال دولت حق هرگونه اقدامی در جهت حفظ آن اثر را داشته باشد. این قانون انتقال مالکیت اثر ملی را نیز با اجازه و زیر نظر دولت ممکن میسازد.
ساخت آرامگاه برای بزرگان و ناموران فرهنگ ایران از دیگر برنامههایی است که در اساسنامه انجمن آمده و حتی مقرر شده است که هرکدام از اعضای عمومی انجمن، سالیانه هشت تومان و اعضای مؤسسه، سالی شانزده تومان به صندوق انجمن بپردازند تا در کنار دریافت کمک از افراد علاقهمند بتوان آن را به نتیجه رساند. برای مثال تأمین مخارج ساخت بنای آرامگاه فردوسی که چندسال بعد در سال ۱۳۱۳ به پایان میرسد، از طریق جمعآوری اعانه و بلیتهای بختآزمایی در میان مردم، نمایندگان وزارت دادگستری، بانک ملی ایران و شهربانی و شهرداری تهران انجام میگیرد.
درواقع میتوان گفت نخستین موضوع اساسی که موردتوجه اعضای انجمن آثار ملی قرار میگیرد، بنای آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی است. بدین منظور انجمن پیش از هر کار از برخی از دانشمندان بنام و متخصصان آثار باستانی میخواهد درباره فردوسی مقاله بنویسند و سخنرانی کنند.
در اولین مرحله در تاریخ ۲۲ مرداد سال۱۳۰۴ دکتر ارنست امیل هرتسفلد، استاد دانشگاه برلن و رئیس مؤسسه آثار عتیقه شرقیه آلمان، به دعوت انجمن آثار ملی در عمارت وزارت فرهنگ (مسعودیه) درباره آثار ملی ایران سخنرانی جامعی ایراد و در آن ارزش و اهمیت این آثار را بیان میکند و بهخصوص یادآور میشود که «ابنیه و آثار ملی در ایران فراوان و در همهجا هست و من در این موقع قادر به ذکر آنها نیستم، چون طوایف آریایی که بهواسطه آنها این مملکت «ایرانشهر» خوانده شده، تقریبا ۹ قرن قبل از میلاد مسیح در ایران ظهور کردهاند. آثار ملی واقعی ایران از آن زمان شروع میشود. آثار قدیمتر از آن هم موجود هست، مخصوصا در مغرب.»
هرتسفلد در سخنان خود متذکر میشود که «این مملکت [ایران]لااقل چهار نوبت به درجه ارتقا رسیده است: اول در دوره هخامنشی است که ایران مرکز دنیای معلوم آن زمان بوده و مدت ۲۵۰ سال در امنیت زندگانی کرده است؛ دوم دوره ساسانی است که در حقیقت دوره تجدد ایران محسوب میگردد؛ سوم دوره سلجوقیان است که ایران در بین ملل اسلامی پیشقدم بوده و تازه اروپا از عالم وحشیگری بیرون آمده است؛ چهارم دوره صفویه که صنایع ایران در آن دوره تجلی مخصوصی داشته و در همان موقع اروپا شروع به دستاندازی به آسیا نموده است.
به تاریخ دنیا مراجعه بفرمایید، خواهید دید که هیچ یک از ملل عالم این اندازه آثار نداشته است. یونان یک نوبت ترقی کرده از پانصد سال قبل از میلاد تا سیصد سال بعد از آن، دیگر اثری ندارد. ایتالیا دو نوبت ظهور نمود؛ یکی در دوره دولت روم و ثانیا در زمان رنسانس تجدید حیات. سایر ملل اروپا هم بهقدری تازه و جدید هستند که ذکر و مقایسه آنها مورد ندارد.»
نکته دیگری که در این سخنرانی بدان اشاره میشود این است که «ابنیه و آثار ملی منحصر به عمارات قدیمه و کتیبهها و حجاریها نیست؛ مثلا اثر ملی حقیقی ایران بالاخص شاهنامه است که شاهکار فردوسی یگانه شاعر بزرگ میباشد. یکی از شعرای نامی رومی پس از آنکه منظومه خود را به پایان میرساند چنین میگوید: بنایی ساختهام که از فولاد بیشتر دوام خواهد کرد. فردوسی نیز این کیفیت را ادراک کرده، چنانکه درباره شاهنامه مملکت خود گفته است: پی افکندم از نظم کاخی بلند/ که از باد و باران نیابد گزند/ بنایی که هرگز نگردد خراب/ ز باران و از تابش آفتاب.»
پرفسور هرتسفلد البته در روز چهارشنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۰۵، دوباره درباره شاهنامه و تاریخ ایران سخنرانی جامعی میکند که بهوسیله احمد متیندفتری [ملقب به اعتضادلشکر و متینالدوله و جوانترین نخستوزیر ایران در زمان رضاشاه]ترجمه و در مجموعه انتشارات قدیم انجمن چاپ میشود.
هیئت مؤسس انجمن آثار ملی بعد از شنیدن سخنرانی پرفسور هرتسفلد، از او میخواهد که فهرستی از آثار و ابنیه تاریخی ایران بنویسد. او نیز در شهریور۱۳۰۴ فهرستی از آثار تاریخی ایران، شامل هشتاد اثر از نقاط مختلف کشور همچون «تهران، آذربایجان، مازندران، خراسان، سیستان، قائنات، سمنان و دامغان، بسطام، استرآباد، اصفهان، صفحات بختیاری، فارس، خوزستان، همدان کرمانشاهان، نائین، کرمان و محلات»، فراهم میآورد که از طرف انجمن ترجمه و منتشر میشود.
چندسال بعد دولت ایران که آندره گدار، باستانشناس فرانسوی، را در خدمت دارد، از طرف انجمن از او میخواهد که لیستی از آثار ملی ایران ارائه دهد. برهمیناساس گدار نیز در سال۱۳۰۹ لیستی ۳۸۵موردی از آثار تاریخی ایران، بهعنوان آثار ملی ایرانزمین، تهیه و ارائه میکند.
با تهیه لیست و تصویب «قانون عتیقات» در آبان۱۳۰۹ نوبت به ثبت آثار میرسد. نخستین گام این مرحله در ۲۴شهریور۱۳۱۰ برداشته میشود و نخستین گروه از آثار ملی ایران ثبت میشوند. اولین اثر نیز سلیمانتپه (ایلام) است که توسط آندره گدار معرفی شده است.
چهار ماه بعد نوبت به خراسان میرسد و حرم امامرضا (ع)، آرامگاه خواجهربیع، مصلای پایینخیابان و گنبد هارونیه در ۱۵دی۱۳۱۰ بهعنوان اولین آثار ملی ایران در مشهد ثبت میشوند. آمارها میگویند که تعداد آثار ملی ایران تا پایان دوره رضاشاه به ۳۴۰ و تا پایان دوره پهلوی به ۱۶۳۳ اثر میرسد.
حرممطهررضوی بهعنوان مرکز مذهبی شیعیان در ایران سالها موردتوجه است، اما وجوه تاریخی آن تا ابتدای قرن گذشته دیده نمیشود. در ۱۵دی سال۱۳۱۰، نظر به اهمیت وجه تاریخی و باستانشناسی مرقد امامرضا (ع) و ساختمانهای اطرافش، حرم و ابنیه آن همراه با مصلای پایینخیابان و مقبره خواجهربیع و گنبد هارونیه در مسیر آرامگاه فردوسی در فهرست آثارملی ایران ثبت میشوند.
در برگ ثبتی حرم و ابنیه آن آمده است: «نظر به فصل اول قانون عتیقات، مصوبه ۱۲آبانماه سال۱۳۰۹شمسی، نظر به فصل اول نظامنامه اجرای قانون عتیقات، مصوبه ۲۸آبان سال۱۳۱۱شمسی، نظر به پیشنهاد مدیرکل عتیقات، وزیر معارف مقرر میدارد که کلیه ابنیه حرم امامرضا (ع) که مشخصات آن به قرار زیر است، در محل مشهد تحتنمره۱۴۰ جزو آثارملی به ثبت برسد. تاریخ ثبت: پانزدهم دیماه سال۱۳۱۰.»
همخوان نبودن تاریخهای این سند که آندره گدار با عنوان مدیرکل عتیقات و علیاصغر حکمت با سمت وزیر معارف، آن را امضا کردهاند، از آن جهت است که تنظیمش هفتم بهمن۱۳۱۳ صورت گرفته است.
در سند ثبت حرم که صدوچهلمین اثر ثبتی ایران است، چندخط توضیح نیز درباره تاریخ حرم آمده است. در ملاحظات این برگ سند نوشتهاند: «به عقیده ابنحوقل، از نیمه دوم قرن چهارم، حرممطهر را یک قلعه محکمی احاطه کرده بوده. محمد غزنوی ضریح و اطراف آن را بهواسطه یک حصار جدید توسعه داد.
پس از آن به امر سلطانسنجرسلجوقی (مطابق کتیبه۵۱۲) حرم را ترمیم نمودند و بعد در سنه۶۱۲ سلطان الجایتوخدابنده بنا را تعمیر نمود. ولی میتوان حدس زد که غیر از محل ضریح که متعلق به قرن دوازدهم است، نباید ابنیه مهم دیگری از زمان قرن وسطی علیا وجود داشته باشد. اگر هم موجود باشد، چندان مهم نیست. حرم در حالت فعلی آن اصلا نتیجه یک فعالیت ساختمانی را ظاهر میسازد که از قرن نهم الی سیزدهم ادامه داشته است.»

اگر به گذشته نگاه کنیم میرزاقلیخان صنیعالدوله نخستین کسی است که طرح ساخت «اداره عتیقات» را در ایران میپروراند و بهدنبال آن در سال۱۲۸۸خورشیدی نظامنامه حفریات نوشته میشود و به اجرا درمیآید؛ نظامنامهای با سه فصل که از جزئیات آن مطلبی موجود نیست. سال۱۲۹۶خورشیدی در ساختمان قدیم وزارت معارف که در همسایگی دارالفنون است، اداره عتیقات بهعنوان یکی از واحدهای ادارهکل معارف به راه میافتد.
حفظ آثار باستانی یکی از وظایف این اداره است که اگرچه کار زیادی از پیش نمیبرد، اما زمینه شکلگیری انجمن آثارملی را فراهم میسازد و بهواسطه آن در مهر سال۱۳۰۶ امتیاز انحصاری و سیودوساله هیئت باستانشناسی فرانسوی که کاوش پهنههای باستانی ایران را عهدهدار است، لغو و جلوی چپاول آثار ملی ایران توسط فرانسویها گرفته میشود.
در ادامه در سال۱۳۱۰ و براساس لیستی که آندره گدار تهیه میکند چندین بنای خراسانی در زمره آثار ملی ایران ثبت میشوند؛ بناهایی، چون ابنیه حرممطهر حضرتامام رضا (ع)، بنای بازههور، میل خسروگرد، برج فیروزآباد، مناره کرات، مسجد جامع خرگرد و مدرسه غیاثیه خرگرد، برج علیآباد، مصلای پایینخیابان، مقبره خواجهربیع، برج مقبره رادکان، مناره خسروگرد، مجموعه تاریخی سنگبست، مقبره شیخلقمان سرخس، گنبد هارونیه، مزار جام و مزار قطبالدینحیدر که برگه تأیید ثبت آنها در سال۱۳۱۳ خورشیدی از سوی ادارهکل عتیقات وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه وقت صادر شده است.
شماره ثبت ملی: ۱۴۱
مصلای مشهد که به فاصله یک کیلومتر از ضلع شرقی پایینخیابان و در حاشیه بولوار مصلی قرار دارد، مکانی برای اجتماعات عمومی بهمنظور دعا و نمازهایی همچون عیدفطر و عیدقربان بوده که بیرون از دروازههای شهر ساخته شده؛ آنگونه که بر محیط پیرامون ایوان در کتیبهای به خط ثلث و به شیوه معرق نگاشته شده است.
این بنا در سال۱۰۸۷قمری همزمان با حکومت شاه سلطانسلیمانصفوی بههمت حاجیملک و معماری حاجیشجاع بنای اصفهانی و به دستور نواب عالیمقامابوصالح ساخته شده است. ساختمان آن از یک ایوان بلند، دو رواق در طرفین و یک گنبد آجری تشکیل شده و دارای کاشیکاریهای معرق و مقرنس گچی است. در سفرنامه رکنالدوله به سال۱۲۹۹قمری نیز بهآبادیهای پیرامون مصلای پایینخیابان مشهد اشاره شده است.

شماره ثبتملی: ۱۴۲
بقعه خواجهربیع در شمال مشهد در سال۱۰۳۱خورشیدی به دستور شاهعباس در محل خرابههای مسجدی قدیمتر بنا شده است. صندوق حجاریشده زیبایی در صحن داخل بقعه قرار دارد که از هند آورده شده است و محل دفن شیخ را مشخص میکند. نهچندان دور از آن، سنگ قبری از مرمر وجود دارد که محل دفن فتحعلیخان قاجار، پدر آقامحمدخان، را نشان میدهد. او به مجازات شورشی که میان اقوام چادرنشین شمال مازندران برانگیخته بوده، به فرمان نادرشاه گردن زده شده است.
مسجد و باغی این آرامگاه را احاطه کرده به مسجد و باغ قدمگاه نیشابور شباهت دارد، اما درختهای این باغ به کهنسالی درختان باغ قدمگاه نیست، زیرا درختهای قدیمی آن در جریان یکی از شورشهای اخیر مشهد از بیخوبن کنده شده و به جای آن درختی کاشته نشده است تا سال۱۲۵۴خورشیدی که موسیخان، حاکم مشهد، دستور غرس درختهای تازهای را در این باغ صادر کرده است.

شماره ثبتملی: ۱۷۳
بقعه یا گنبد هارونیه، مربوط به سده۸قمری، کهنترین بنای بهجامانده از شهر توس قدیم است. بسیاری گمان میبرند که این بنا مقبره هارونالرشید است، درحالیکه چنین نیست و هارونالرشید در جایی دفن میشود که اکنون روضه منوره نیز قرار دارد. این مکان تاریخی که در حدودششصدمتری آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی قرار گرفته، درواقع خانقاه یا مقبرهای است که در سدههشتمهجری بر روی بناهای کهنشهر تابران بنیاد شده است.
برخی هم آن را مسجدی میدانند که بعد از هجوم مسلمانان به ایران روی آتشکده ساسانی ساخته شده است. بههرروی در کنار این بنا، سنگ سیاهی بهعنوان یادبود اماممحمدغزالی، از عرفای سده پنجم و ششم هجری، دیده میشود که برخی آن را محل دفن او میدانند که البته با نتایج حفاریهای جدید چندان همخوان نیست.

منبع:
کتاب «کارنامه انـجمن آثار ملی از ۱۳۵۵ تا ۱۳۰۱»، نوشته حسین بحرالعلومی، از پایگاه خبری هنر معماری.